آشنايي با تك شاخ پرنده
ببخشيد كه اين جا خالي است. راستش اين است كه ما همهيمان منتظر هستيم. حتما دلتان ميخواهد بپرسيد منتظر چه!؟
منتظر يك نفر كه بيايد و اينجا را پر كند.
حالا حتما ميپرسيد پس چه كسي اينها را نوشته است، اگر همه منتظريم؟
من باد هرجا بخواهد ميوزد هستم، سردبير گاهنامهي دوستداشتني تكشاخپرنده. تكشاخپرنده گاهنامهاي است كه سال هشتاد و دوي خورشيدي زاده شد و تا امروز 33 شماره از آن چاپ شده است. خيليها كمك كردند تا تكشاخپرنده به دنيا آمد، خيليها هم كمك كردند تا هيچوقت زمين نخورد و هميشه بپرد: اخترك ب 612، snch، پيلار، ب الف ميم، شواليه ي شاكي، روياهاي بسته شده به اسبي كه هرگز از پاي نمي افتد، دون كيشوت، فرياد رومنس، gnch، با دمپايي در ساحل، سنگ كف رودخانه؛ حالا اونجا چرا؟، linuks، نونو پاچينو و خيلي هاي ديگر.
باور كنيد همهي اين نامهاي غريب واقعيت دارند، راستي راستي هستند.
ما كار سياسي نميكنيم، هرچند گوسفند بودن را هم نميپذيريم.
ما هنرمند نيستيم، هرچند همهيمان عشق فيلم و تئاتر و عكاسي و نقاشي و موسيقي و همهي هنرهاي دنيا هستيم.
بعضي از ما اهل شعر و شاعري هستند، بعضي داستان و مقاله و حتي خاطره مينويسند و بعضي ديگر خورهي كتاب دارند، گويا علاقهي عجيبي به ادبيات داريم.
خبرهاي عجيبا غريبا براي ما جالب توجه است؛ در دنياي خودمان زندگي ميكنيم و كاري به كار مردمان معمولي نداريم.
بيماريهاي نادر رواني داريم؛ رويا ميبينيم و رويا ميسازيم.
خلاصهي همهي اينها كه نوشتم و آنهايي كه ننوشته باقي ماند اين ميشود كه ما شاخداريم.
شاخدار يعني اين كه كلا همهي كارهاي ما برعكس است؛ همه جا اول حزب تشكيل ميدهند و بعد ارگان حزب را راهاندازي ميكنند، ما اول تكشاخپرنده را پرانيدم و بعد انجمن تشكيل داديم: تا جايي كه يادم ميآيد، سال هشتاد و چهار خورشيدي انجمن ناموجود شواليههاي صندوق پست تشكيل شد. انجمن ما مجوز ندارد، در هيچ كجاي دنيا هم ثبت نشده است، نمايندگي يا مشابه هم ندارد چون ناموجود است. اما همچنان از ميان همهي شاخداران دنيا عضو ميپذيرد.
اعضاي انجمن ما، مشتركان تكشاخپرنده هستند. مشتركان تكشاخپرنده هم نويسندههايش هستند. يعني تكشاخپرنده نشريهاي درون گروهي است و مجوز چاپ ندارد. ما معمولا كارهايمان را با نامه و يا اي- ميل انجام ميدهيم و جلسه و دفتر و دستك نداريم. هربار هم كه تكشاخپرنده چاپ شود، آن را با پست به دست همه ميرسانيم.
اما اينكه چه شد تصميم گرفتيم براي تكشاخپرنده وبلاگ بسازيم، داستاني طولاني دارد. فعلا همينقدر اشاره كنم كه آنچه در اين وبلاگ خواهيد خواند (اگر كسي بيايد و اينجا را پر كند، به حق ريگهاي بيابان!) با آنچه در تكشاخپرنده چاپ ميشود متفاوت است و قرار نيست اين وبلاگ نوعي تكشاخپرندهي الكترونيكي باشد. قصد ما بيشتر نزديك كردن دوستان دور از هم (اين جمع پراكندهي ايران، لهستان، كانادا)، شواليههاي سفر كرده و گم شده، نويسندههاي كمكار و بيكار است و بس.
اخترك ب 612 جملهاي دارد كه من خيلي دوستش دارم، ميگويد: «اين كافه هيچوقت تعطيل نميشود، هميشه يكي هست كه با انگشت روي ميز خاطرات خوش اين كافه ضرب گرفته است.»
ايدون باد
راستي، اگر دوست داريد بدانيد تك شاخ پرنده چه جور گاهنامه اي است به صفحه ي بايگاني تك شاخ پرنده در همين وب لاگ مراجعه كنيد و فايل هاي pdf اش را (با يك ماه تاخير!!!) ببينيد (براي دريافت رمز عبور ايمل خود را وارد كامنتدوني كنيد).
اگر هم خواستيد كه با ما تماس بگيريد، بويژه اگر دوست داشتيد به نويسنده هاي تك شاخ پرنده بپيونديد، با نشاني
تماس بگيريد.
mah said,
March 18, 2008 at 1:24 pm
براي دريافت رمز عبور : mabadablog@yahoo.com
ئهسرین said,
May 4, 2008 at 7:14 am
پس اون شماره صندوق پستی و نامه که باید می فرستادم وگمش کردم می رسید به این حوالی!
براي دريافت رمز عبور ايمل خود را وارد كامنتدوني کردم!