07.27.09
پنجم امردادماه هشتاد و هشت
در این هنگام اتفاقی بسیار عجیب رخ داد. هیچ کدام از بچه ها هم مثل شما نمی دانستند اسلان کیست؛ اما همان موقعی که بیدستر نامش را بر زبان آورد همه احساسی عجیب پیدا کردند. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در خواب کسی به شما چیزی می گوید که معنی اش را نمی دانید اما همان موقع به نظر می رسد که معانی فراوانی دارد – شاید یک خواب شیرین را تبدیل به کابوس کند، یا بر عکس، معنی عمیق و شیرینی اش خوابتان را چنان زیبا و دلپذیر کند که همه ی عمر فراموشتان نشود و همیشه آرزو کنید باز هم به آن خواب باز گردید. اکنون هم چنین بود. با شنیدن نام اسلان ادموند احساس ترس کرد. پیتر ناگهان شجاع و ماجرا جو شد. سوزان احساس کرد یاد عطری دلپذیر یا یک موسیقی دلنشین در سراسر وجودش پخش شده است، و لوسی احساس وقتی را داشت که از خواب بیدار می شوید و یادتان می آید نخستین روز تعطیلات تابستانی است.