01.05.08
پانزدهم ديماه هشتاد و شش
قاب خالي لبانم
با دست تكان دادن تو
لبريز از تصوير لبخند شد
و انعكاس لبخندم را
در قاب لبان تو ديدم
اما
چه كسي ميتوانست ديده باشد
قاب قلبم را
كه تا ابد پر شده بود از تصاويرت
***
لبخند لبانم آن روز ميدانست
بايد نگران باشد
همچون حباب؛
كه با تمام اوج گرفتنش
لحظه لحظهي زندگي
نگران است
از تمامشدن
حباب آن لبخند
چه زود تركيد
و قلبم
تا هميشه
آلبوم تصاوير دوست داشتني توست